محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )

88

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )

اوّل - چون زكات ندهد خداى تعاليش باز نيابد « 1 » . دويّم - چون صدقه ندهد خداى تعالى بلا و آفتها از وى بنگرداند . سيّم - چون پنج يك ندهد خداى تعالى حاجتش روا نكند . چهارم - چون نماز نكند بركت در عمر وى و مال وى نكند . پنجم - چون مشقّت و امانت گوش ندارد خداى تعالى توفيق شهادتش ندهد در وقت مرگ . زكات دهنده را ده چيز حاصل آيد پنج در دنيا و پنج در آخرت ؛ آن پنج كه در دنياست اوّل - مالش حلال شود ، دوّم - تنش از گناه پاك شود ، سيم - بيمارى و آفتها از وى بگرداند . چهارم - دل درويش از وى شاد گردد . پنجم - در دنيا روزى بر وى فراخ گردد . و آن پنج كه در آخرت است : اوّل - بر سرش سايه گردد . دوّم - حسابش سبك بود . سيّم - ترازويش بطاعت سنگين گردد . چهارم - چون برق بر صراط بگذرد . پنجم - درجات وى بيفزايد . در خبرست كه زكات دهنده چون از پيش نگرد زكات بيند و چون از پس نگرد همچنين ، و پنج شرط بايد تا زكات قبول افتد . اوّل - از مال حلال بدهد . دويم - آن دهد كه دو ستر دارد . سيّم منّت بر گيرنده بر ننهند . چهارم - ننمايد « 2 » . پنجم - از بهر خداى دهد و هر كه زكات ندهد روز قيامت درويشى در وى آويزد گويد : ملكا بپرس تا چرا حقّ من باز گرفت و من محتاج نان بودم ، و او خورشهاى گوناگون مىخورد و اسراف ميكرد و بخورد فاسق ميداد هر گونه ميگويد و شرمسارى ميدهد ، قال اللَّه تعالى : يَوْمَ يُحْمى عَلَيْها فِي نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هذا ما كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ « 3 » . يعنى هر كه زر دارد و از آن زكات نداده باشد فردا به آتش دوزخ گرم كنند و خداوندش را بر پيشانى و پهلوهايش مينهند و ميگويند ويرا كه : بچش آنچه پنداشتى كه از آن منفعت يا بى و اگر خداى تعالى چنان دانستى كه چون درويش حق

--> ( 1 ) كذا ؛ و شايد مراد اين باشد كه از وى تفقّد نكند . ( 2 ) كذا ؛ پس يعنى به ديگران بعنوان خود نمائى نشان ندهد . ( 3 ) آيهء 35 سورة التوبه است .